زن

زن چو آهوست که آسان نشود رام کسی

زود  آزرده  شود  از  روش خام کسی

همچو  آیینه بود پاک و منزع زبدی

تا که هر لحظه شود واقف ابهام کسی

هیچگاهی نرود زن به طمع جانب مرد

تا که مرد خود نپرد دور وبر بام کسی

زن و مرد لازم و ملزوم هم اند  در فامیل

 تا جهان یکسره گردد به دل و کام کسی

ریشه  جهل  کُند  رشد ز کج خَلقی مرد

که  در  آتش کشد  آسایش  و آرام کسی

اعتماد  است  کلید  همه  خوشبختی ها

مگزارید  بپاشد  نسب  و  نام    کسی

 زن فرشته است که خداوند بما هدیه نمود

تا شود همسر و همخانه و هم گام کسی

معنی  زندگی  از  زن  شده تحلیل حبیب

به  حقیقت  چو  شود  نقطه افهام کسی   

  شعر : از حبیب یوسفی

http://www.afghanpoem.com