تکامل

آدمی از عشق تا اوج تکامل میرسد

خار از رنج و تلاش خویش با گل میرسد

مو شکافی کن که تا یابی مسیر زندگی

شانه از نازک خیالی ها به کاکُل   میرسد

عاشقی را پیشه بنما تا شوی مشهور دهر

سروه از پیراستن ها بر تجُمل  میرسد

نا اُمیدی را ز دل بیرون همی باید نمود

چون که انسان بر خداوند از توکُل میرسد

تو  بخود میبال  ای  بالا  بلند  نازنین

منصب ات تا آسمان ای دُخت کابل میرسد

خواستم تا من تُرا تشبیه کنم با برگ گُل

کی به یک موی تو زیبا شاخ سُنبُل میرسد

هرکی را هرچه بود قسمت شود اورا نصیب

سوختن  بر  شمع  و نالیدن  به بلبل میرسد

ز استقامت سنگ میگردد جواهر ای حبیب

بر  مُراد  دل  کس  از  صبر و تحمُل میرسد

شعر از: حبیب یوسفی

http://www.afghanpoem.com