تو آمدی

تو  آمدی  به  برم   افتخار  بخشیدی

خزان  عُمر  مرا  نو بهار   بخشیدی

 مُنور از  رُخ تو شد فضای خانه من

که  خاتمه  به  شب  انتظار  بخشیدی

دلم به حسرت یک بوسه بود تا که گرفت

شراب  سُرخ  لبت  بر  خمار  بخشیدی

مرا به سر همه احسان توست تا به ابد

به خنده  ات  چو به قلبم  قرار بخشیدی

به ناز تا که خرامیده سوی من دیدی

به شاخ خشک اُمید برگ و بار بخشیدی

مرا بغیر تو در دهر جای بودن  نیست

خوشی  و لُطف  بمن  بی شمار بخشیدی

همین بس است مرا  از تو ای یگانه ترین

که خاطرات  خوش ات یادگار بخشیدی

شکر شود به کلامت که در حضور همه

حبیب} گفته  به  من  اعتبار  بخشیدی

شعر از: حبیب {یوسفی}

http://www.afghanpoem.com