خواب

در خوابم آیی گر شبی یک بوسه از رویت کنم

گر قیمت اش خواهی زمن جان هدیه مویت کنم

در خاک  پای تو  نماز خویش  بر جا  آورم

صد سجدهٌ شُکرانه  در محراب  ابرویت  کنم

از برگ گُل نازکتری خوشبوی تر از بوی گُل

گُل میشود پیش ات خجل گر نسبت رویت کنم

سروه رسا گشته خجل تا گفته ام چون قد توست

در حیرتم نسبت چی را با قد دلجویت کنم

از فرق سر تا نوک پا گویم دوصد حمد و ثنا

من هست و بود خویش را قربان گیسو یت کنم

ای یار زیبا روی من ای مهوش گُل روی من

داری  نظر کی سوی  من تا لحظه  بویت کنم

دارم (حبیب) ناتوان  شعری  برایت ارمغان

این نظم  را من هدیه  چشمان آهویت  کنم

شعر از :حبیب یوسفی

http://www.afghanpoem.com