خانه  
 یکشنبه 28 عقرب 1396

 آخرین ضرل المثل - Newest proverb
<--------------------------------------->
دعای بچه ها
آب را ندیده موزه را از پای نکش
آب که از سر پرید چی یک نیزه چی صد نیزه
آدم خوش معامله
آنچه دلم خواست نشد، آنچه خدا خواست شد
آهن بد شمشیر جور نمی شود
ارزان بی علت و قیمت بی حکمت نیست
از دوست نادان ، دشمن دانا بهتر است
از دوست نادان دشمن دانا بهتر هست
از روی دوست سگ اش نیکوست
از سرنیچی جی میره یک پوف
از سرنیچی چی میره یک پوف
از گل آتش بریده
از یک کرده دو بهتر هست
انصاف
اول سلام بيا کلام !
با کج به منز نمیرسد
بار کج به منزل نمی رسد
بترس از کسی که نمی ترسد از خدا
بخشش به خروار حساب به مثقال
برا هرکس وطن خودش کشمیر هست
برادر با برادر حسابش برابر
برادر با برادر حسابش برابر
برای سر خاریدن هم بیکار نمی شود
برای سر خاریدن وقت نیست
به جویکه آب رفته باشه با هم آب میرود
به جویکه آب رفته باشه باز هم آب میرود
به خری که کار نداری اش نگو
به لق لق سگ دریا خراب نمیشه
به یک گل بهار نمیشود
تا خدا شفا نته داکتر چی کرده میتواند
تا شمال نباشه درخت شور نمیخوره
تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاوه خر
توري يا با تور وهي، يا ئي له غمه سور وهي
جان بیرگنگه
جان کویدیر
جنگل که در گرفت خشک و تر میسوزه
جواب ابله هان خاموشى است
جوینده یابنده هست
حرکت کن که برکت کنه
خارپشتک بچه خود را میگه بخمل بچیم
خدا به عبادت مه محتاج نیست
خدا ره اگر نمی شناسی به قدرت هایش بشناس
خدا میته نمیگه بچی کیستی
خدا میته نمیگه بچی کیستی
خدا گفته بخو و بنوش نه گفته که تا گلون پر کو
خدا یک دست ره بدست دیگر محتاج نکنه
خر خو همو خر هست پالان اش نو شده
خواهی نشوی رسوای همرنگ جماعت باش
خودت گل باشی عمرت نی
خون به خون شسته نمی شه
د تربور غاښ په تربور ماتېږي
د توري وروري خوږه ده
در خانه مورچه شبنم طوفان هست
در خوردی بازی، در جوانی
دروغگو حافظه ندارد
دست سکشته کار میکنه ، دل شکسته نی
دل به دل راه دارد
دو تربوز به يك دست گرفته نميشود
دوزد مباش از خدا نترس
دوست آن است كه گيرد دست دوست
دویدن افتادن هم دارد
دښمن
راستی ره از طفلان بپرس
روبا ره گفتن که شاهدت کیست ، گفت د مم
روباه از دست پوست خود در عذاب هست
روز اول دوست روز دوم برادر
زخم بد جور میشه گپ بد نی
سر خر سوار خر ره گم کرده
سر زخم نمک پاش نتی
سرکه مفت از عسل شرین تر است
سلام سلامتی ایمان هست
شنیدن کی بود مانند دیدن
شیر خانه روباه بیرون
صبر تلخ هست ولیکن بار شرین دارد
صد سر ره تر کرده یکی ره کل نی
صدا از یک دست نمی براید
عقل که زیاد میشود، حرف کم میشود
عيسى به دين خود، موسى به دبن خود
غم هرچی میره غم شکم نی
قدز عفیت ره کسی داند که به مصیبت گرفتار شوه
قرض
قسمت
قصاب زیاد شد گاوه مردار میشه
قطره قطره دریا میشود
ليوه چه سور کيږي ګنده کيږي
مار هم په دښمن وژنه
مار گزیده از رسمان دراز میترسد
مالت ره هوش کن و همسایه ره دزد نگیر
مشک آنست که خود بوید نه عطار گوید
مه چی میگم و دنبوریم چی میگه
مه چی میگم و دنبوریم چی میگه
نان و پیاز پشانی واز
نان پیاز پشانی واز
نظافت نصف ایمان هست
نوکر نو آهو را به یک دو میگیرد
هر چی بکاری همان را میدروی
هیچ کس نمی گوید که دوغ من ترش است
هیچ گلی بی خار نیست
وتی پارا کاس
يار نيسه، تر کاله ئي نيسه؛ که برابر شه، غېږ ورته نيسه؛ او که نه شه، ځان ځېني نيسه
يو په سل، او سل په خاورو
پاره خور - حرامخور
پاره خور، بیش قؤلینی آغزیگه تیقر
پایت را برابر کلیمت دار کو
پایت را برابر کلیمت دار کو
پنچ انکشت برادر هست برابر نی
پور د بدي تخم دې
پیش کله خر یاسین خواندن
چه د خدائ ويره نه وي، د غزه پناه د غره پناه
چه په يوه تير شي په بله شير شي
چه کلي دوه شي، د چغلو ښه شي
ښه قصه بل ته کوه، ښه خواړه خپل ته ور کوه
کابل به زر باشد اما بی برف نی
کار هول به سر نمی رسد
کار هول به سر نمی شود
کارد اگر هم از نقره باشد کسی آنرا بدل خویش نمیزند
کس ندیم که کج شود از راست
کسی که قدر یک سیب ره نداند ، قدر باغ ره نمی داند
کلال در کوزه شکسته آب میخوره
کوه هرقدر بلند باشه سر خود راه دارد
گدا انتخاب ندارد
گذشته را صلاوات آینده را احتیاط
گوشت که گنده شود نمک میزنند، اگر نمک گنده شوه اوره چی بزنند
یک دست - On hand