Advanced search
Registered users
Username:

Password:

Log me on automatically next visit?

Forgot password
Registration
 
Random books

اشعار حمزه کوتی hamza coti poems
اشعار حمزه کوتی hamza coti poems
Comments: 0
admin


شعر و شاعران - Poets & Poetry

(Hits: 5920)
Subcategories
آن يدرلوند - Anna Jaderlund (1)
ابوسعید ابوالخیر - Sheikh Abosaeed Abalkheir (2)
ابوسعید فضل‌الله بن احمد بن محمد بن ابراهیم (ابوسعید فضل‌الله بن ابوالخیر احمد) مشهور به ابوسعید ابوالخیر (۳۵۷-۴۴۰ قمری) عارف و شاعر نامدار ایرانی قرن چهارم و پنجم است. ابوسعید ابوالخیر در میان عارفان مقامی بسیار ممتاز و استثنایی دارد و نام او با عرفان و شعر آمیختگی عمیقی یافته‌است. چندان که در بخش مهمی از شعر پارسی چهره او در کنار مولوی و خیام قرار می‌گیرد، بی آنکه خود شعر چندانی سروده باشد. در تاریخ اندیشه‌های عرفانی در صدر متفکران این قلمرو پهناور در کنار حلاج، بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی به شمار می‌رود. همان کسانی که سهروردی آنها را ادامه دهندگان فلسفه باستان و تداوم حکمت خسروانی می‌خواند. از دوران کودکی نبوغ و استعداد او بر افراد آگاه پنهان نبوده‌است.[
ابومحمد مُصلِح بن عَبدُالله مشهور به سعدی - S (3)
ابومحمد مُصلِح بن عَبدُالله مشهور به سعدی شیرازی و مشرف الدین (۵۸۵ یا ۶۰۶ ۶۹۱ هجری قمری) شاعر و نویسندهٔ پارسی‌گوی ایرانی است. شهرت او بیشتر به خاطر نظم و نثر آهنگین، گیرا و قوی اوست. مقامش نزد اهل ادب تا بدان‌جاست که به وی لقب استاد سخن داده‌اند. آثار معروفش کتاب گلستان در نثر و بوستان در بحر متقارب و نیز غزلیات وی است.
سعدی در شیراز زاده شد. پدرش در دستگاه دیوانی اتابک سعد بن زنگی، فرمانروای فارس شاغل بود.[نیازمند منبع] سعدی کودکی بیش نبود که پدرش در گذشت. در دوران کودکی با علاقه زیاد به مکتب می‌رفت و مقدمات علوم را می‌آموخت. هنگام نوجوانی به پژوهش و دین و دانش علاقه فراوانی نشان داد. اوضاع نابسامان ایران در پایان دوران سلطان محمد خوارزمشاه و به خصوص حمله سلطان غیاث‌الدین، برادر جلال الدین خوارزمشاه به شیراز (سال ۶۲۷) سعدی راکه هوایی جز کسب دانش در سر نداشت برآن داشت دیار خود را ترک نماید.[۱] سعدی در حدود ۶۲۰ یا ۶۲۳ قمری از شیراز به مدرسهٔ نظامیهٔ بغداد رفت و در آنجا از آموزه‌های امام محمد غزالی بیشترین تأثیر را پذیرفت (سعدی در گلستان غزالی را امام مرشد می‌نامد). سعدی، از حضور خویش، در نظامیه بغداد، چنین یاد می کند:

ابىالمعالی نصراالله منشی - Abulmani Nasrullah (1)
کلیله و دمنه از جمله کتب باستانی هند است که برای اولین بار به زبان سانسکریت نگارش یافته و سپس در ایران به فارسی پهلوی برگردانده شده است. پس از ظهور اسلام و استیلای اعراب بر ایران، عبداله بن مقفع این کتاب را از پهلوی به تازی ترجمه کرد. سال‌ها بعد نصر بن احمد فرمان به ترجمه‌ی این کتاب از تازی به فارسی دری داد. همین ترجمه انگیزه‌ای برای رودکی شد تا متن آن را به شعر در آورد. اما در اوایل سده ۶ هجری ابوالمعالی نصراله منشی بار دیگر ترجمه‌ای بلیغ و منشیانه از این اثر خلق کرد که به کلیله و دمنه‌ی بهرام‌شاهی شهرت یافته است.[۱]
احمد شاملو - Ahmad Shamlo (8)
احمد شاملو (زادهٔ ۲۱ آذر ۱۳۰۴؛ ۱۲ دسامبر ۱۹۲۵، در خانهٔ شمارهٔ ۱۳۴ خیابان صفی‌علیشاه[۱] - در تهران، درگذشتهٔ ۲ مرداد ۱۳۷۹؛ ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۰ در شهرک دهکده، فردیس کرج) شاعر، نویسنده، فرهنگ‌نویس، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم ایرانی و از مؤسسان و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود. آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع شده‌است. در دوره‌ای از جوانی شعرهای خود را با تخلص الف. بامداد و الف. صبح منتشر می‌کرد. سرودن شعرهای آزادی‌خواهانه و ضد استبدادی، عنوان شاعر آزادی ایران را برای او به ارمغان آورده‌است.

شهرت اصلی شاملو به خاطر سرایش شعر است که شامل گونه‌های مختلف شعر نو و برخی قالب‌های کهن نظیر قصیده و نیز ترانه‌های عامیانه می‌شود. شاملو در سال ۱۳۲۶ با نیما یوشیج ملاقات کرد و تحت تأثیر او به شعر نو (که بعدها شعر نیمایی هم نامیده شد) روی آورد، اما برای نخستین بار در شعر تا شکوفهٔ سرخ یک پیراهن که در سال ۱۳۲۹ با نام شعر سفید غفران منتشر شد وزن را رها کرد و به صورت پیشرو سبک نویی را در شعر معاصر فارسی شکل داد. از این سبک به شعر سپید یا شعر منثور[۲] یا شعر شاملویی[۳] یاد کرده‌اند. تنی چند از منتقدان ادبی او را موفق‌ترین شاعر در سرودن شعر منثور می‌دانند.[۴]

شاملو علاوه بر شعر، فعالیت‌های مطبوعاتی، کارهای تحقیق و ترجمهٔ شناخته‌شده‌ای دارد. مجموعهٔ کتاب کوچهٔ او بزرگ‌ترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامهٔ مردم ایران(با تمرکز بر فرهنگ تهران) می‌باشد. آثار وی به زبان‌های: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی، کردی و ترکی∗ ترجمه شده‌است.

احمد علی کهزاد - Ahmad Ali Kohzad (0)
دکتر احمدعلی کُهزاد از نویسندگان و تاریخنگاران برجسته افغانستان است.[۱]

احمد علی کهزاد در سال ۱۹۰۷ زاده شد، او از مردم چنداول کابل بود[۲] و مکتب استقلال را تمام نموده است.

شخصیت علمی احمد علی کهزاد، با پنجاه سال کارهای علمی و تحقیقاتی و نگارش کتابها و آثار بیشمار وی در زبانهای فارسی، پشتو، انگلیسی، فرانسوی و ایتالیای نزد مردم افغانستان و جهان به حدی با اهمیت و با ارزش است، که او را از جمله دانشمندان طراز اول تاریخنگاری و باستان‌شناسی معاصر افغانستان شناخته اند.

حامد کرزی، رئیس جمهور افغانستان، در پیام خود به مناسبت بزرگداشت صدمین سال تولد او، از کارنامه‌های علمی کهزاد ستایش کرد و او را بنیانگذار تاریخ نویسی جدید در افغانستان خواند.[۳]

از استاد کهزاد با جمع دیگری از روشنفکران چون قدیر تره کی، غلام‌محمد غبار، سرور جویا، نعیمی، فرقه مشر فتح محمد خان، دکتر فاروق اعتمادی وغیره از بنیان گزاران حزب وطن نام برده شده است.[۲]

استاد کهزاد در لویه جرگه سال ۱۳۴۳ ش. از جمله کسانی بود که در تغییر رژیم مطلقه شاهی به رژیم شاهی مشروطه نقش داشت.[۴]

وی ناشر کتب و آثاریست که مربوط به تاریخ دوره‌های پیش از اسلام می‌شود. وی رئیس انجمن پشتو (پشتو تولنه)، انجمن تاریخ و موزه کابل (موزیم کابل) بود.[۵]

این پژوهشگر افغان در تاریخ هشت ثور (اردیبهشت ماه) سال ۱۲۸۷ خورشیدی در کابل زاده شد و در سال ۱۳۶۲ خورشیدی درگذشت

احمد یزدی - Ahmad YAZDI (1)
اردلان سرفراز - Urdulan SARFRAZ (1)
استاد خلیل الله خلیل - Khalilullah Khalil (0)
خَلیل‌الله خَلیلی مشهور به استاد خلیلی (زادهٔ ۱۲۸۶ در کابل درگذشتهٔ ۱۳۶۶ خورشیدی در اسلام‌آباد) شاعر فارسی‌گوی معاصر افغان است.
خلیل‌الله خلیلی[۱] در سال ۱۲۸۶ خورشیدی (۱۹۰۷ میلادی) در باغ جهان‌آرای کابل دیده به جهان گشود.[۲] پدرش محمدحسین‌خان مستوفی‌الممالک از بزرگان منطقهٔ کوهستان در شمال کابل و وزیر مالیهٔ عهد امیر حبیب‌الله خان بود که بعداً به فرمان امان‌الله خان به دار آویخته شد.[۳]

وی در سنین طفولیت والدینش را از دست داد و درس را در نیمهٔ راه رها کرد. او سال‌ها در کابل، کوهستان و بلخ زیست و در پست‌های اساسی زیادی در سازمان‌های دولتی داخل و خارج افغانستان کار کرد. در اوایل دههٔ بیست خورشیدی به سمت معاون دانشگاه کابل به کار گماشته شد.[۴] در سال ۱۳۳۰ ریاست مستقل مطبوعات را به‌عهده گرفت و در سال ۱۳۳۲ به‌عنوان مشاور عالی سلطنتی در دربار محمد ظاهر شاه خدمت کرد و نیز مدتی نمایندهٔ مجلس بود و در سال‌های نخستین دههٔ ۵۰ به‌عنوان سفیر کبیر مدتی در عربستان سعودی و سپس در عراق مشغول به کار بود.[۵]

جدای مناسب اجرایی، موقعیتی بود که خلیلی در عالم ادب کسب کرد و به‌زودی نامدارترین شاعر افغانستان بدل گشت.[۶
خلیل‌الله خلیلی[۱] در سال ۱۲۸۶ خورشیدی (۱۹۰۷ میلادی) در باغ جهان‌آرای کابل دیده به جهان گشود.[۲] پدرش محمدحسین‌خان مستوفی‌الممالک از بزرگان منطقهٔ کوهستان در شمال کابل و وزیر مالیهٔ عهد امیر حبیب‌الله خان بود که بعداً به فرمان امان‌الله خان به دار آویخته شد.[۳]

وی در سنین طفولیت والدینش را از دست داد و درس را در نیمهٔ راه رها کرد. او سال‌ها در کابل، کوهستان و بلخ زیست و در پست‌های اساسی زیادی در سازمان‌های دولتی داخل و خارج افغانستان کار کرد. در اوایل دههٔ بیست خورشیدی به سمت معاون دانشگاه کابل به کار گماشته شد.[۴] در سال ۱۳۳۰ ریاست مستقل مطبوعات را به‌عهده گرفت و در سال ۱۳۳۲ به‌عنوان مشاور عالی سلطنتی در دربار محمد ظاهر شاه خدمت کرد و نیز مدتی نمایندهٔ مجلس بود و در سال‌های نخستین دههٔ ۵۰ به‌عنوان سفیر کبیر مدتی در عربستان سعودی و سپس در عراق مشغول به کار بود.[۵]

جدای مناسب اجرایی، موقعیتی بود که خلیلی در عالم ادب کسب کرد و به‌زودی نامدارترین شاعر افغانستان بدل گشت.[۶

استاد واصف باختری - Wasif BAKHTARI (0)
واصف باختری از شاعران فارسی‌زبان بنام افغانستان است.

محمد شاه واصف باختری، در جوزای ( ۱۳۲۱ )، در بلخ زاده شد. وی لیسه باختر و حبیبیه را در افغانستان خوانده‌است. درسال ( ۱۳۴۵ ) لیسانس زبان و ادبیات فارسی دری را از دانشگاه کابل به دست آورده؛ مدتی ویراستار کتاب‌های درسی وزارت تعلیم و تربیه بوده‌است. وی در سال ( ۱۳۵۴ ) گواهینامه ماستری را در آموزش و پرورش از دانشگاه کلمبیای شهر نیویورک به دست آورده‌است . از سال ( ۱۳۴۶ ) تا سال ( ۱۳۷۵ )، عضو ریاست دارالتألیف، مدیر مسؤول مجله ژوندون ارگان نشراتی انجمن نویسنده‌گان افغانستان و دبیر بخش شعر آن انجمن بود. سالیان چند در پیشاور به سر برد و اینک به عنوان پناهنده، در ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کند. استاد واصف باختری در حال حاضر در علم ادبیات و تاریخ ادبیات دری/فارسی عالم بی بدیل و بی نظیر میباشد. در غزلسرایی به ملک الشعرا بهار و در سرایش شعر نو به مهدی اخوان ثالث پهلو میزند.

اسير - Aseer (2)
امير لالانى - Amir Lalani (1)
امیر حسین خنجی - Amir Hussain Khanji (2)
ایرج میرزا - Iraj Mirza (4)
ایرج میرزا (۱۲۵۱ خورشیدی تبریز[۱] - ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ خورشیدی تهران)[۲] ملقب به جلال‌الممالک و فخرالشعرا، از جمله شاعران برجسته ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی)[۳] و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود.[۴] ایرج میرزا در قالب‌های گوناگون شعر سروده و ارزشمندترین اشعارش مضامین انتقادی، اجتماعی، احساسی و تربیتی دارند. شعر ایرج ساده و روان و گاهی دربرگیرندهٔ واژگان و گفتارهای عامیانه‌ است و اشعار او تأثیر عمیقی بر شعر دوره مشروطیت گذاشت
او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌شاه و نتیجهٔ فتحعلی شاه قاجار بود. تحصیلاتش در مدرسه دارالفنون تبریز صورت گرفت و در همان مدرسه مقدمات عربی و فرانسه را آموخت. وقتی امیرنظام گروسی مدرسه مظفری را در تبریز تاسیس کرد، ایرج میرزا سمت معاونت آن مدرسه را یافت و در این سمت مدیریت ماهنامه ورقه (نخستین نشریه دانشجویی تبریز) را برعهده گرفت. در نوزده‌سالگی لقب ایرج بن صدرالشعرا یافت. لیکن بزودی از شاعری دربار کناره گرفت و به مشاغل دولتی مختلفی از جمله کار در وزارت فرهنگ (معارف آن‌زمان) پرداخت. سپس به استخدام اداره گمرک درآمد و پس از مشروطیت هم در مشاغل مختلف دولتی از جمله وزارت کشور در سمت فرماندار آباده و معاونت استانداری اصفهان خدمت کرد. ایرج میرزا در پی یک سکته قلبی در منزلی در تهران درگذشت. ایرج میرزا به زبان‌های ترکی، فارسی، عربی و فرانسه تسلط داشت و روسی نیز می‌دانست و خط نستعلیق را خوب می‌نوشت. آرام‌گاه ایرج میرزا در گورستان ظهیرالدوله تهران قرار دارد

بابا طاهر - Baba Tahir (1)
بابا کوهی - Baba Kohi (1)
باجه نفرين - Baja Nafreen (1)
بانو سلام - Bano Salam (1)
بانو فاطمه زرين تاج - Bano Fatima. Zarin Taj (1)
بهروز ناجی - Bahrooz Naji (2)
بهروز ناجی - Bahrooz Naji
توحید محمدی - Tawhid Mohammadi (1)
حاجی حسینی مُحمد - Hussaini Mohamad (2)
حافظ شیرازی - Hafiz Shirazi (5)
حاقظ شیرازی
حسن آمُلی - Hassan Aamli (1)
حسن طبری آملی مشهور به حسن حسن‌زاده آملی و علامه حسن‌زاده (زاده ۱۳۰۷) (فرزند عبدالله) روحانی مجتهد، عارف، فیلسوف متأله و مدرس دروس حوزوی[ است.
حسن زاده ٓاملی - Hassan Zada Aamili (1)
حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی - Abul Qasim Fordawsi (3)
حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۱۹ خورشیدی، ۳۲۹ هجری قمری - درگذشتهٔ پیش از ۳۹۷ خورشیدی، ۴۱۱ هجری قمری در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان است. فردوسی را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند.
حکیم سنایی غزنوی (0)
ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی یا حکیم سنایی (۴۷۳-۵۴۵ قمری)، از بزرگ‌ترین شاعران قصیده‌گو و مثنوی‌سرای زبان پارسی‌ است، که در سدهٔ ششم هجری می‌زیسته است.
حکیم سنائی در سال (۴۷۳ هجری قمری) در شهر غزنه (واقع در افغانستان ) دیده به‌جهان گشود، و در سال (۵۴۵ هجری قمری) در همان شهر چشم از جهان فروبست. نام او را عوفی مجدالدین آدم السنایی و حاجی خلیفه آدم نیز نوشته اند. محمد بن علی الرقا از معاصران او در دیباچه حدیقةالحقیقه نام او را "ابوالمجدودبن آدم السنائی" نوشته است. این حاکی از آن است که نام‌های دیگری که بر روی او نهاده اند غلط می‌باشد. دردیوان سنایی ابیاتی به چشم می‌خورد که در آن سنایی خود را "حسن " خوانده است.

حکیم عمر خیام - Omar Khayam (2)
عُمَر خَیّام نیشابوری (نام کامل:غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خیام نیشابوری) (زادهٔ ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ خورشیدی در نیشابور - درگذشته ۱۲ آذر ۵۱۰ خورشیدی در نیشابور)[۲] که خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النیسابوری[۳] هم نامیده شده‌است، فیلسوف، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و رباعی سرای ایرانی در دورهٔ سلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی او است و لقبش حجةالحق بوده‌است؛[۴] ولی آوازهٔ وی بیشتر به واسطهٔ نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد. افزون بر آن‌که رباعیات خیام را به اغلب زبان‌های زنده ترجمه نموده‌اند، ادوارد فیتزجرالد[۵] رباعیات او را به زبان انگلیسی ترجمه کرده‌است که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغرب‌زمین گردیده‌است.
خسرو گلسرخی - Khusraw Gulsurkhi (1)
خواجه عبدالله انصاری - Khawaja Abdullah Ansari (1)
شیخ‌الاسلام ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ ۳۹۶ ه‍. ق. / ۱۰۰۶ م. درگذشتهٔ ۴۸۱ ه‍. ق. / ۱۰۸۸ م.) معروف به پیر هرات و پیر انصار و خواجه عبدالله انصاری و انصاری هروی، دانشمند و عارف بود.

وی از اعقاب ابوایوب انصاری است که صحابهٔ پیغمبر بود. مادرش از مردم بلخ بود و عبدالله خود در هرات متولد شد و از کودکی زبانی گویا و طبعی توانا داشت چنانکه شعر فارسی و عربی را نیکو می‌سرود و در جوانی در علوم ادبی و دینی و حفظ اشعار عرب مشهور بود و مخصوصاً در حدیث قوی بود و امالی بسیار داشت و در فقه روش امام حنبل را پیروی می‌کرد.





آرامگاه خواجه عبدالله انصاری در هرات
وی در تصوف از استادان زیادی تعلیم گرفت ودو بار به دیدار شیخ ابوالحسن خرقانی شتافت و این دیدار ها تاًثیر زیادی در روحیات و منش وی داشته است. محل اقامتش بیشتر در هرات بود و در آنجا تا پایان زندگانی به تعلیم و ارشاد اشتغال داشت.

انصاری شعر می‌سرود ولیکن بیشتر شهرت وی به جهت رسالات و کتب مشهوری است که تألیف کرده‌است و از آن جمله‌است ترجمهٔ املاء طبقات‌الصوفیهٔ سلمی به لهجه هروی و تفسیر قرآن که اساس کار میبدی در تألیف کشف‌الاسرار قرار گرفته‌است.

از رسائل منثور او که به نثر مسجع نوشته مناجات‌نامه، نصایح، زادالعارفین، کنزالسالکین، قلندرنامه، محبت‌نامه، هفت‌حصار، رسالهٔ دل و جان، رسالهٔ واردات و الهی‌نامه را می‌توان نام برد.

خیام - Khayam (2)
داکتر امیر شالیچی - Amir Shalchi (0)
رابيندرنات تاگور - Rabindranath Tagore (1)
Rabindranath Tagoreα[]β[] (Bengali: রবীন্দ্রনাথ ঠাকুর; 7 May 1861 7 August 1941),γ[] sobriquet Gurudev,δ[] was a Bengali polymath who reshaped his region's literature and music. Author of Gitanjali and its "profoundly sensitive, fresh and beautiful verse",[2] he became the first non-European to win the Nobel Prize in Literature in 1913.[3] In translation his poetry was viewed as spiritual and mercurial; his seemingly mesmeric personality, flowing hair, and other-worldly dress earned him a prophet-like reputation in the West. His "elegant prose and magical poetry" remain largely unknown outside Bengal.[4] Tagore introduced new prose and verse forms and the use of colloquial language into Bengali literature, thereby freeing it from traditional models based on classical Sanskrit. He was highly influential in introducing the best of Indian culture to the West and vice versa, and he is generally regarded as the outstanding creative artist of modern India.[5]
رخشانی - Rakhshani (1)
ساز دهني لب هائي ام - Sasdahni Lip (1)
سليمام قاسميانى - solayman Qasimyani (1)
سياوش قميشى - Seyawash Qamishi (1)
سيمين بهبهبانى - Seemin Babhbahani (6)
سید جمال الدین جلدیک - Sayed Jamaluddin Jaldik (1)
سید عبدلحمیدضیایی - Sayed Hamid ZIYAEE (1)
سیدنی شلدون - Sidney sheldon (1)
سیدنی شلدون (به انگلیسی: Sidney Sheldon) (۱۱ فوریه ۱۹۱۷ - ۳۰ ژانویه ۲۰۰۷) رمان‌نویس معروف آمریکایی بود. شلدون پیش از روی‌آوردن به رمان‌نویسی، فیلمنامه‌ها و نمایشنامه‌هایی نوشت که او را برنده جایزه‌هایی همچون اسکار بهترین فیلمنامه‌نویسی و جایزه نمایشنامه‌نویسی تونی کردند. او در رمان‌نویسی بسیار موفق بود و در مدتی کوتاه تبدیل به یکی از پرفروش‌ترین و معروف‌ترین نویسندگان داستان‌های مردم‌پسند جهان شد.[۱]

او افزون بر انتشار بیش از ۳۰ فیلمنامه، ۲۵۰ فیلمنامه تلویزیونی، ۱۰ نمایشنامه و ۱۸ رمان نوشت.[۲] آثار شلدون در بیشتر کشورهای دنیا منتشر شده و عنوان نویسنده‌ای را که رمان‌هایش بیشترین ترجمه جهانی را داشته، به‌دست آورد. ناشر آثارش، برآورد کرده‌است که تا زمان مرگ شلدون ۲۷۵ میلیون نسخه از کتاب‌های او در بازار کتاب دنیا مورد خرید و فروش قرار گرفته‌است

شاه نعمت الله ولی - Shah Naemat Wali (2)
شاه نعمت‌الله ولی (نام کامل: سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد بن کمال‌الدین یحیی کوه بنانی کرمانی) معروف به سید نورالدین شاه نعمت الله ولی ماهانی کرمانی [۱] (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴)، شاعر عارف ایرانی بود.

شاه نعمت الله از اقطاب و عرفای سدهٔ هشتم و نهم هجری است که طریقتی جدید در تصوف ایجاد کرد و پیروان سایر طریقت‌ها را نیز تحت تأثیر خود قرار داد. او از جمله شعرای تصوف ایران و قطب دراویش نعمت اللهی است. او در طریقهٔ تصوف موسس سلسلهٔ مشهور نعمت‌اللهی است و در راه طریقت و سیر و سلوک مقامی بلند داشته‌است.

شهريار - Shahryar (1)
شورش يوسفى - Shurish Yusoufy (1)
شیخ بهایی - Shaikh Bahai (2)
بهاءالدین محمد بن‏ حسین عاملی[۲] معروف به شیخ بهائی (زادهٔ ۸ اسفند ۹۲۵ خورشیدی در بعلبک، درگذشتهٔ ۸ شهریور ۱۰۰۰ خورشیدی در اصفهان) دانشمند نامدار قرن دهم و یازدهم هجری است که در دانش‌های فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر داشت. در حدود ۹۵ کتاب و رساله از او در سیاست، حدیث، ریاضی، اخلاق، نجوم، عرفان، فقه، مهندسی و هنر و فیزیک بر جای مانده است. به پاس خدمات وی به علم ستاره‌شناسی، یونسکو سال ۲۰۰۹ را به نام او سال نجوم و شیخ بهایی نامگذاری کرد.[۳]
عبدالقادر بیدل - Mirza Abdul Qadir Baidil (0)
ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل فرزند میرزا عبدالخالق در سال ۱۰۵۴ ه‍. ق. در ساحل جنوبی رودخانهٔ گنگ در شهر عظیم‌آباد پتنه (هند) پای به عرصهٔ هستی نهاد. او شاعر پارسی‌گوی هندی است که از ترکان جغتائی برلاس بدخشان بود؛ اما در هند متولد شد و تربیت یافت و بیشتر عمر خود را در شاه جهان‌آباد دهلی به عزت و آزادی زندگی کرد و با اندیشه‌های ژرف آثار منظوم و منثور خود را ایجاد نمود.

او در سال ۱۰۷۹ ه‍. ق. بخدمت محمداعظم بن اورنگ زیب پیوست. سپس، به سیاحت پرداخت، و سرانجام، در سال ۱۰۹۶ه‍. ق. در دهلی سکنی گزید، و نزد آصف جاه اول، (نظام حیدرآباد) دکن منزلت بلند داشت.

بیدل به‌روز پنج‌شنبه چهارم صفر سال ۱۱۳۳ ه‍. ق. در دهلی زندگی را بدرود گفت و در صحن خانه‌اش، در جایی‌که خودش تعیین کرده بود، دفن گردید.[۱] پژوهش‌های بعدی توسط استاد سید محمد داؤد الحسینی، همه متفق و گواه بر آن‌اند، که عظام[۲] بیدل بعد از دفن مؤقت در صحن خانه‌اش، به وسیلهٔ مریدان و ارادتمندان و بازماندگان خاندانش، به وطن اصلی او افغانستان انتقال داده شده، و مزار وی در هند نیست، بلکه، در قریهٔ خواجه رواش کابل می‌باشد

عبیدزاکانی - Obaid Zakani (6)
عزیز آریانفر - Aziz Aryanfar (1)
عزیز آریانفر در اکتبر سال 1959 (1338 ه. خ.) در شهر مزارشریف پا به گیتی نهاد. آموزش های نخستین را در شهر زادگاهش فرا گرفت. به سال 1987 آموزشگاه فنی تخنیکم نفت و گاز مزارشریف را به پایان رسانید.

آریانفر به سال 1979 شامل دانشکده زمین شناسی دانشگاه دولتی مسکو شد. در تابستان 1985 دانشگاه را به درجه ماستری پایان برد.

از ماه اگوست همین سال تا ماه می 1986 سرپرست مدیریت روابط فرهنگی و ارتباط خارجه کمیته دولتی(وزارت) طبع و نشر افغانستان بود. او در همین سال به عضویت انجمن نویسندگان افغانستان پذیرفته شد.

از ماه جون 1986 تا ماه فبروری 1989 در بنگاه های نشراتی میر، رادوگاه و پروگرس مسکو به عنوان سر ویراستار کار کرد و در ویرایش بیش از بیست اثر در زمینه های تاریخ، اقتصاد، گیتاشناسی، فلسفه، مسایل سیاسی و علوم طبیعی و فنی سهم گرفت. در همین سال ها بود که به مسایل اقتصادی دلچسپی گرفت و با شماری از شرکت های خصوصی افغانی همکار شد.

علامه ضعیفی دهلوی - Alama Zaeefi DAHLAWI (1)
علی عبدالرضايی - Ali Abdul Razaee (1)
غلام‌نبی عَشقَری - Ghulam Nabi Ashqari (0)
غلام‌نبی عَشقَری از شاعران پارسی‌گوی افغانستان بود. پدرش شیرمحمد معروف به داده‌شیر تاجرپیشه بود. وی هنوز نخستین سالهای کودکی را سپری نکرده‌بود که پدر، مادر و برادرش را از دست داد.
فخر الدّین ابراهيم بن بزرجمهر عراقى - Fakhrudin Ibrahim Iraqi (3)
فرخ بستامى - Farukh Bustami (2)
فرخ فرخزاد - Farukh Farukhzad (4)
فريدون ايل بيگی - Fraidoon Ayel Baig (1)
فريدون ايل بيگی - Fraidoon Ayel Baig
فریدون مشیری - Freydoon Moshiri (1)
فریدون مشیری در سی ام شهریور ۱۳۰۵ در تهران به دنیا آمد. جد پدری او به دلیل مأموریت اداری به همدان منتقل شده بود، و پدرش ابراهیم مشیری افشار در سال ۱۲۷۵ شمسی در همدان متولد شد، و در ایام جوانی به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گردید. فریدون مشیری سالهای اول و دوم تحصیلات ابتدایی را در تهران انجام داد و سپس به علت مأموریت اداری پدرش به مشهد رفت و بعد از چند سال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبیرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبیرستان ادیب رفت. به گفتهٔ خودش: در سال ۱۳۲۰ که ایران دچار آشفتگی‌هایی بود و نیروهای متفقین از شمال و جنوب به کشور حمله کرده و در ایران بودند ما دوباره به تهران آمدیم و من به ادامه تحصیل مشغول شدم. دبیرستان و بعد به دانشگاه رفتم. با اینکه در همه دوران کودکی... از استخدام در ادارات و زندگی کارمندی پرهیز داشتم ولی... در سن ۱۸ سالگی در وزارت پست و تلگراف مشغول به کار شدم و این کار ۳۳ سال ادامه یافت.

مشیری همزمان با تحصیل در سال آخر دبیرستان در
معروفترین اثر وی شعر کوچه نام دارد که در اردیبهشت ۱۳۳۹ در مجله روشنفکر چاپ شد. این شعر از زیباترین و عاشقانه ترین شعرهای نو زبان فارسی است.

او در سال ۱۳۳۳ با خانم اقبال اخوان ازدواج کرد و اکنون دو فرزند به نام‌های بابک و بهار از او به یادگار مانده‌است. مشیری سال‌ها از بیماری رنج می‌برد و در بامداد روز جمعه ۳ آبان ماه ۱۳۷۹ خورشیدی در سن ۷۴ سالگی در تهران درگذشت.

Fereydoon Moshiri was born in September 1926 in Tehran to a family that was known to have a legacy of poetry. His school years were divided between Tehran and Mashhad where his father held administrative posts.

فقير ايپي - Faqeer Apey (1)
لاهوتى - Lahoti (3)
محمد حنیف زراب - Mohammad Hanif Zarab (0)
مريم حيدر زاده - Mariyam Haidarzada (2)
ملك الشعرا - Malik Al Shuara (1)
منصور حلاج - Mansoor Halaj (1)
ابوالمغیث عبدالله بن احمد بن ابی طاهر مشهور به حسین بن منصور حلاج (کنیه: ابوالمغیث) از معروف‏ترین عرفای قرن سوم هـ. ق. بوده‌است. او در ۲۴۴ هجری به دنیا آمد.[۱] بعد از بازگشت از سومین سفر حجش، عده‌ای از علما سخنان شطحیات وی را کفر دانسته، او را تکفیر کردند. بالاخره فقیهان و سیاست مداران بر آن شدند تا فتوای قتل او را بدست آورند و آن فتوا را قاضی بزرگ بغداد ابن داوود اصفهانی صادر کرد. بر این اساس او را به جرم کفر و الحاد و "اناالحق" گویی‏اش محبوس نموده و سرانجام قریب نوروز سال ۲۹۸ ه. ق برابر با ۹۲۲ میلادی او را تازیانه زدند و به دار آویختند، آنگاه دست و پا و سرش را بریدند و پیکرش را سوزاندند و خاکسترش را به دجله ریختند.
مهدى سهيلى - Mehdi Sahili (1)
مهدی اخوان ثالث - Mahdi Ikhwan Salis (1)
مهدی اخوان ثالث (زاده اسفند ۱۳۰۷، مشهد- درگذشته ۴ شهریور ۱۳۶۹، تهران) شاعر پرآوازه و موسیقی‌پژوه ایرانی است. تخلص وی در اشعارش م. امید بود.

اخوان ثالث در شعر کلاسیک ایران توانمند بود. وی به شعر نو گرایید او آثاری دلپذیر در هر دو نوع شعر به جای نهاده‌است. همچنین او آشنا به نوازندگی تار و مقام‌های موسیقیایی بوده‌است

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی - Mawlana Jalaludin Balkhi (11)
جلال‌الدین محمد بلخی در ۶ ربیع‌الاول سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد.[۱] پدر او مولانا محمد بن حسین خطیبی معروف به بهاءالدین ولد و سلطان‌العلما، از بزرگان صوفیه و مردی عارف بود و نسبت خرقهٔ او به احمد غزالی می‌پیوست. وی در عرفان و سلوک سابقه‌ای دیرین داشت و چون اهل بحث و جدال نبود و دانش و معرفت حقیقی را در سلوک باطنی می‌دانست نه در مباحثات و مناقشات کلامی و لفظی، پرچم‌داران کلام و جدال با او مخالفت کردند. از جمله فخرالدین رازی که استاد سلطان محمد خوارزمشاه بود و بیش از دیگران شاه را بر ضد او برانگیخت. سلطان‌العلما احتمالاً در سال ۶۱۰ هجری قمری، هم‌زمان با هجوم چنگیزخان از بلخ کوچید و سوگند یاد کرد که تا محمد خوارزمشاه بر تخت نشسته، به شهر خویش بازنگردد. روایت شده‌است که در مسیر سفر با فریدالدین عطار نیشابوری نیز ملاقات داشت و عطار، مولانا را ستود و کتاب اسرارنامه را به او هدیه داد. وی به قصد حج، به بغداد و سپس مکه و پس از انجام مناسک حج به شام رفت و تا اواخر عمر آن‌جا بود و علاءالدین کیقباد پیکی فرستاد و او را به قونیه دعوت کرد. مولانا در نوزده سالگی با گوهر خاتون ازدواج کرد. سلطان‌العلما در حدود سال ۶۲۸ هجری قمری جان سپرد و در همان قونیه به خاک سپرده شد. در آن هنگام مولانا جلال‌الدین ۲۴ سال داشت که مریدان از او خواستند که جای پدرش را پر کند.[۱۴]
مُلا محمد محسن فیض کاشانی - Mohsin Faiz Kashani (0)
ملا محمد محسن فیض کاشانی (زادهٔ ۱۰۰۷ در کاشان درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در کاشان)، حکیم فیلسوف، محدث و عارف دوره صفوی و از دانشمندان شیعه‌است. نام او محمدمحسن بن مرتضی مشهور به ملا محسن و تخلصش فیض بوده‌است.

ملا محمد محسن شاگرد ملاصدرای شیرازی و داماد بزرگ او بوده‌است. در فقه و اصول و فلسفه و کلام و حدیث و تفسیر و شعر و ادب توانا و در تمامی این‌ها و رشته‌های دیگر آثاری از خود به یادگار گذارده‌است.

میرزا ابوالقاسم فراهانی - Mirza Abul Qasim Farahani (1)
میرزا ابوالقاسم قائم مقام (۱۱۵۸ خورشیدی در هزاوه اراک - ۱۲۱۴ خورشیدی در تهران) صدر اعظم ایران، سیاست‌مدار، ادیب، شخصیت برجسته و تاثیرگذار ایران‌زمین در عرصه حکومت و سیاست و نیز ادب و هنر نیمهٔ اول قرن سیزدهم هجری بود. قائم مقام پیشتاز نگرش و رویکرد اصلاحات و نیز به‌نوعی زمینه‌ساز حکومت‌داری به شیوهٔ میهن‌دوستانه در ایران و از پیشگامان مبارزه با استعمار نوین در عصر جدید است. شیوه‌ای که بعدها توسط افرادی مانند امیر کبیر و مصدق ادامه یافت.
نظامی گنجوی - Nizami Ganjawi (1)
نورالدّین عبد الرّحمن - Noorudin Jami (1)
نورالدّین عبد الرّحمن بن احمد بن محمد معروف به جامی (۲۴ آبان ۷۹۳- ۲۷ آبان ۸۷۱)، (۲۳ شعبان ۸۱۷ ۱۷ محرم ۸۹۸ ه‍ ق) ملقب به خاتم الشعرا شاعر، موسیقی‌دان، ادیب و صوفی نام‌دار ایرانی سده ۹ قمری است.
هاتف اصفهانى - Hatif Asfahani (3)
هارون یوسفی - Haroon Yusufy (1)
Haroon Yusufy collections.
مجموعه کتاب های هارون یوسفی

هزار و یک شب - One thousand nights (3)
هزار و یک شب - One thousand nights
هوشنگ ابتاج - Hoshang Abtaj (2)
وحشى بافقى Vahshi Bafqi (1)
وحشى بافقى - Washi Bafqi (2)
مولانا شمس‌الدین یا کمال‌الدین محمد وحشی‌بافقی یکی از شاعران نام‌دار سدهٔ دهم ایران است که در سال ۹۳۹ هجری قمری در شهر بافق چشم به جهان گشود. دوران زندگی او با پادشاهی شاه تهماسب صفوی و شاه اسماعیل دوم و شاه محمد خدابنده هم‌زمان بود.

وی تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ سپری‌ نمود. وحشی‌ در جوانی‌ به‌ یزد رفت‌ و از دانشمندان‌ و سخنگویان‌ آن‌ شهر کسب‌ فیض‌ کرد و پس‌ از چند سال‌ به‌ کاشان‌ عزیمت‌ نمود و شغل‌ مکتب‌ داری‌ را برگزید. وی‌ پس‌ از روزگاری‌ اقامت‌ در کاشان‌ و سفر به‌ بندر هرمز و هندوستان‌، در اواسط عمر به‌ یزد بازگشت‌ و تا پایان‌ عمر ( سال ۹۹۱ هجری قمری) در این‌ شهر زندگی‌ کرد.

پرويز جبرائل - Parvaiz Gabrail (1)
پرويز نى داود - Parwaiz Nay Dawood (1)
پروین اعتصامی - Parwin Etisami (1)
کلیات پروین اعتصامی
پور غنی - Pur Ghani (1)
Pur Ghani collection
کلیات پور غنی



Found: 106 book(s) on 12 page(s). Displayed: book 1 to 9.

اشعار کودکان poems for baby
اشعار کودکان poems for baby (admin)
شعر و شاعران - Poets & Poetry
Comments: 0
101  احساس          feeling 101 way
101 احساس feeling 101 way (admin)
شعر و شاعران - Poets & Poetry
Comments: 0
اشعا ر فار سی و انگلیسی  English and persian poems
اشعا ر فار سی و انگلیسی English and persian poems (admin)
شعر و شاعران - Poets & Poetry
Comments: 0
تمام اشعار آهنگ های ساربان saraban
تمام اشعار آهنگ های ساربان saraban (admin)
شعر و شاعران - Poets & Poetry
Comments: 0
تمام آهنگ های احمد ظاهرAhmad zaher
تمام آهنگ های احمد ظاهرAhmad zaher (admin)
شعر و شاعران - Poets & Poetry
Comments: 0
گُلچین از غزل های ناب فارسی  Persian flower
گُلچین از غزل های ناب فارسی Persian flower (admin)
شعر و شاعران - Poets & Poetry
Comments: 0
گلبرگ جادویی golbarg jadoyee
گلبرگ جادویی golbarg jadoyee (admin)
شعر و شاعران - Poets & Poetry
Comments: 0
لغات وجملات آلمانی به فارسی Germany in persian
لغات وجملات آلمانی به فارسی Germany in persian (admin)
شعر و شاعران - Poets & Poetry
Comments: 0
اشعار طنزی  nice poem
اشعار طنزی nice poem (admin)
شعر و شاعران - Poets & Poetry
Comments: 0

1  2  3  4  5  6  »  Last page »

Books per page: 

 

RSS Feed: شعر و شاعران - Poets & Poetry (New books - کتاب های جدید)