تاجران دین
عالمان دین ما از بس که غول و جاهل اند
راه حق را گم نمودند و بفکر باطل اند
یک دم استنجاء میگویند و یک دم ازکلوخ
حیف نام عالم دین ؛ تاجران پشقل اند
ز این خران غیرازمصیبت نشنوی یک حرف خوب
در حقیقت خود ایشان بهر ما {باد دل }اند
هرکجا خیرات باشد پاچه را بر میزنند
مفت خوردن که بفکر سود ونفع و حاصل اند
مردم ما کاروان خود به ایشان میدهند
بی خبرکه این صارقین خو دزد راه و محمل اند
ریش ایشان همچو ابلیس است صورت چون بلا
سر بریدن کار شان با شد چرا که قاتل اند
حق مسکین و یتیم را خورده وحج میروند
چون که اولاد عرب هستند به اوشان مایل اند
ای {حبیب }از این خران ابله باید دور شد
چون که هر جا قتل غارت بود ایشان شامل اند
شعر از حبیب یوسفی
http://www.afghanpoem.com